همیشه خنثی. کمتر به تو اهمیت میدهند. اما انگار که خودت راضی باشی، معمولا لبخند میزنی. چیزهای معمولی. زندگیت پر است از چیزهای معمولی. همیشه یک جور و همیشه در بک گراند زندگی کرده ای. همیشه سیاهی لشکر بوده ای و شکایتی نکردی؛ گویی از خودت انتظار بیشتری نداشتی. اما امشب! میفهمی که در پس این صف سیاهی لشکر، ته ته ، جایی که به پشت صحنه ختم میشود ، نوری هست عظیم تر از نور صحنه .بی شائبه می تابد و گویی در تلاش است تو را نیز فرا بگیرد. صورتت را نوازش کرده ، اما هنوز متعجب در تاریکی ته صحنه مرددی. چیز های ناشناخته را ههیچ وقت لمس نکرده ای .اما امشب دیگر کافیست! میخواهی صحنه را ترک کنی ؛ به دنبال نور راه نمی افتی. نه! نور از پس پرده ضخیم نیمه کشیده آشکار است و هیچ جا نمیرود. آنکه مکانش را ترک میکند تو هستی. از قدم اول به بعد دیگر اختیار پاهایت دست تو نیست.خودشان میروند. داری از صحنه میگذری. به این که راه افتاده ای دیگر فکر نمیکنی ؛ نه! تو خودکار میروی. پس از پرده ای که اشتباها کمی کنار رفته، به نور میرسی. نور، چیزی نبوده جز لامپ های دور آینه میز گریم . میزی که مختص بازیگران اصلیست. آنان که دیده میشوند. نه تو. اما برای فکر کردن به این که "جایگاه تو" کجاست دیگر بسیار دیر شده.هنوز امیدواری که نور از جای دیگری آمده باشد. نوعی ماوراء خواهی تلقینی! آینه آرام آرام پر از توی روشن میشود.وقتی می ایستی آنقدر به میز نزدیکی که دگمه ها ی شلوارت به لبه آن گیر میکند. به آینه دوری هنوز... چیزی که تو می بینی ، جایی که نور از آن ساتع میشود یک "تو" است با موهایی که از فرط نور روشن شده. و چشمهایی که برق میزند. حالا بک گراند صحنه تئاتر است که ازین دور به نظر خیلی تاریک میرسد.
پنجشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۶
WriTTen bY
Ordinary
در
پنجشنبه, بهمن ۱۱, ۱۳۸۶
|
شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۶
پنجشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۶
As I sing that song with closed eyes
you rise upon my face
you come to me and run away
as you always do in dreams
your eyes shine but like the third night's moon...
when I look around again
with open eyes and closed mouth... you are here
but just like anyone else
WriTTen bY
Ordinary
در
پنجشنبه, دی ۲۷, ۱۳۸۶
|
سهشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۶
دامن کشان
ساقی میخواران
مست و گیسو افشان
از کنار یاران
میگریزد.
ساقی میخواران
مست و گیسو افشان
از کنار یاران
میگریزد.
WriTTen bY
Ordinary
در
سهشنبه, دی ۲۵, ۱۳۸۶
|
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)